به گزارش مفدا- گناباد، متن این پیام به شرح زیر است:
شورای صنفی؛ خانهای که نباید تنها بماند
از آن روز که برای ثبتنام دانشگاه، به دبیر محترم روابط عمومی وقت پیام دادم و پاسخی دریافت نکردم، با خود عهد کردم اگر روزی در این عرصه فعالیت کنم، پاسخگوی همه دانشجویان باشم و در خدمت به دانشجو قدم بردارم.
طی این دو سال، چه در جایگاه دبیر روابط عمومی و چه در جایگاه دبیر مرکزی شورای صنفی، تمام تلاشم این بود که در کنار شما دانشجویان باشم. امروز، پس از چند ماه از فارغالتحصیلی، همچنان خود را دانشجو میدانم و بر خود وظیفه دیدم تا آخرین بار نیز با شما سخن بگویم.
من، سهیل عباسی، پس از تلاشها و پیگیریهای مکرر در حوزههای مختلف، امروز با لبخند و رضایت قلبی به پشت سر نگاه میکنم و از شما دانشجویان عزیز دانشگاه علوم پزشکی گناباد بابت همه حمایتها، نقدها، پیشنهادات و همراهیها صمیمانه سپاسگزارم.
حمایت شما تنها دلگرمی ما در شورای صنفی بود؛ چرا که جز شما، حمایتگر دیگری نداشتیم.
از همه همکاران و همراهانم در شورای صنفی طی این دو دوره نیز بینهایت قدردانی میکنم و امیدوارم زندگیشان سرشار از سلامتی و موفقیت باشد.
دوران ما با تغییرات و تحولات متعددی در سطح وزارت، معاونت و دانشگاه همراه بود؛ گاهی از دانشگاه انتظار همراهی و حمایت بیشتری داشتیم. با این حال، از تلاشها و پیگیریهای جناب دکتر خواجوی، ریاست محترم دانشگاه، جناب آقای گیوزاد، مدیریت محترم امور دانشجویی، خانم پورنادری، مدیریت محترم امور خوابگاهها و تمامی عزیزان فعال در حوزه دانشجویی بابت توجه به دغدغههای دانشجویان صمیمانه تشکر میکنم.
دوست دارم آخرین و مهمترین پیگیری این دوره را یادآور شوم:
پس از ماهها رفتوآمد، گفتوگو و پیگیری، امروز شاهد نتیجه آن هستیم؛ ایجاد خط عابر پیاده مقابل بیمارستان بهلول که قطعاً موجب افزایش امنیت دانشجویان و حتی شهروندان گنابادی شد. این دستاورد، تنها حاصل پیگیریهای شورای صنفی و همراهی ریاست محترم دانشگاه بود و هیچ نهادی جز شما دانشجویان عزیز یاریگر ما نبود.
در پایان، یک بار دیگر از همه همدانشگاهیهای عزیز، بهویژه همکلاسیها که بهجرئت میتوان گفت فعالترین دوره دانشجویی را رقم زدند، بابت همه همراهیها و حمایتها تشکر میکنم.
و یک خواهش آخر:
شورای صنفی، خانه دانشجویان است. اگرچه کمتوجهیها به فعالترین گروه دانشجویی کم نبود، اما شما دانشجویان عزیز، اجازه ندهید این نهاد تنها بماند. حواستان به شورای صنفی باشد و با حمایتهای خود، پشتوانهای محکم برای آن باشید.
همیشه در ابتدای جملاتم شعری میآوردم؛ این بار میخواهم در پایان، با همان شعر بدرود بگویم:
«به نام نامی ایران
به نام نامی انسان
به آیین وفاداران
به راه و رسم بیداران
دلی دارم پر از خورشید
نگاهی روشن از باران
جز دوست نمیخوانم، جز مهر نمیدانم
جز عشق نمیخواهم
من زاده ایرانم
جز مهر نمیدانم...»
ارسال نظر